قبول کرد
ه فکر میکرد باید چسب زخم باشه. بهش گفتم من سالها سعی کردم یکی حالش خوب بشه و خوشحال باشه. وقتی حالش خوب شد، یادش رفت کی توی روزای بد کنارش موند با همه کمبودهاش. تو منجی بقیه نیستی. بذار درداشون واسه خودشون بمونه.
+ نوشته شده در شنبه سیزدهم بهمن ۱۴۰۳ ساعت 21:41 توسط
|