درست

جبرانِ گذشته در آینده اتفاق میفته.

:)

هیچکس اندازه آدمی که بهت علاقه نداره سرش شلوغ نیست!

اذیتم واقعا

از صبر کردن خسته‌ام.

خیلی خسته.

خداروشکر

خوبه باز دیدار با خانم بالازاده نزدیکه.

نمیتونم

دقیقا میدونم چی میخوام. فقط توانشو دیگه ندارم.

خواب

دیشب خوابشو دیدم

داشتیم خرید خونه می‌کردیم

گفتم بریم میوه رو از سر میدون بخریم؟

گفت بریم.

تبریک‌ میگم

به فصلی که سوتین پوشیدن عذابِ الیمه رسیدیم.

چقدر عجیب

واقعا آدم وقتی از یه موضوعی دور میشه، تازه می‌فهمه بهترین کار دور شدن بود.

:)))

وای

سوباتان :))))))))

منطق و احساس!

مدتهاست که توی زندگیم تصمیمای منطقی میگیرم و با احساسم براشون سوگواری می‌کنم.

آهسته گفتمت به سلامت، گریستم...

نشه؟

میگه میشه همیشه داشته باشمت؟

میشه همش باشی؟

هستم خب

اینا احساسی بود؟

اگه احساسی بود، تو احساسی باش همیشه.

هعی

میگه منم از اینکه تو نباشی می‌ترسم

از دور همش حواسم بهت هست

استرس میگیرم

چکت میکنم

وای

همون تیکه از گردنش که چین خورده توی عکس

همون تیکه