…
آن شب که در بغض خندانیام کو؟
اگر بیخبر از درد تو خوابم ببرد چه؟
چه حرفایی هست که قبل از مرگم نزدم؟
کارِ شب و روزم شده اخبار خوندن و گریه کردن. به هر بهونهای.
فیسآیدی گوشیم منو با قیافه گریه کرده نمیشناسه. باید این مدلم بهش اضافه کنم. قراره خیلی باهاش روبرو شه به گمونم.
دو ساعتِ پیش در عالمِ خواب بودم و الان در حالتِ هوشیاریِ کامل.
طیِ ۲۴ ساعتِ گذشته، فقط حدود ۶ ساعت خوابیدم.
دوباره هایپر شدم.
پ.ن: مارکت؟
حالا خیلی شرایط مناسبه، سابم قبول کردم. من دیگه کیام بابا
واقعا آدم وقتی میخواد از غرورش مراقبت کنه، به چه موجودِ عجیبی تبدیل میشه!
عملاً وارد فضای جنگ شدیم و واقعا نمیدونم چی میشه!
استوری میذارین که واسه دیده شدنِ اخبارِ مهمتر نمیخواین استوری بذارین؟
احتمالا از همونایی هستین که وقتی میخوان ثابت کنن عصبی نیستن، داد میزنن!
گفت خیلی خستهم. هم روحی و هم جسمی. دلم دریا میخواد. اعماقشو.
و شاید اگر شرایط جور دیگهای بود، واسه بهتر شدن حالش اقلا تلاشی میکردم. ولی خودمم حتی خستهم. حوصلم نمیکشه.
آدم از دور زندگیارو میبینه، بعد میره نزدیک میبینه چه بگ..ایی هایی توشه واقعا.
عروسی پویا روزی بود که فهمیدم چقدر دوستامو دوست دارم.
اونجایی که دویید اومد باهام رقصید و بغلم کرد و گفت ببخشید...
بعد دویید به آیدا گفت شمیم باهام آشتی کرد و دوباره دویید بغلم کرد.
پویا همیشه دوستِ قشنگمه. حتی وقتی ازش خیلی ناراحتم.
خواب دیدم داره راه میره، میلنگه. خستهست.
میدونم خسته و اذیته. ولی مجبوره ادامه بده. :(
و فکر کنم نیاز به یه نامه خدافظی داشته باشم.
وقتشه.
اینا خانوادگی دست از سر من برنمیدارن. میخوان همش کلشون توی باسن زندگی من باشه تا انتها. برید گوه خودتونو بخورید دیگه. چیکار من دارید آخه.
آدرسم عوض کردم که فضولا دست از سرم بردارن.
گربه بالای پشتبوم داره بچهدار میشه و ذوق دارم.
نوشتههای قدیمی رو خوندم. مال سالها پیشو. قشنگ توی همه مراحل دراماکویین بودم. جمع کن خودتو بابا. این بازیا چیه. دست بکش از همهچی. سرتو بالا بگیر برو. قبلاً زیاد اینکارو کردی. چرا اونارو ثبت نکردی پس؟ فقط این نالههارو نوشتی؟ چارتا درستشم میذاشتی اینجا خب الان یادت بیاد خنگ.
باید حرف بزنیم باهم، زمان داره هدر میره...
امروز از کنارش که رد شدم سرش کامل باهام چرخید و نگاش دنبالم کرد.
داشتم به الف. ه فکر میکردم. میتونستم باهاش برم، ماشینو میذاشیم ساحل و میرفتیم توی آب. توی غروب خورشید قشنگ میشد نگام میکرد.
دیروز اگه پریود نبودم و لباس اضافه داشتم، بدونِ شک توی آب بودم. حیف فقط تا پاهام رفتم.
ویدیوی غروب دریام فوقالعادهست. هزاربار نگاش کردم. نور خورشید، حرکتِ آب، آرامشِ خودم...