گرفتی؟
پیچیدم توی پیچ سعدی که برم سمت آموزشگاه، دیدم داره میره. دور زدم از کنارش رد شدم. منو ندید. فک کنم داشت با جدیده چت میکرد. چون اونجوری که من متوجه شدم، اون میتونه با همه همینطوری که با من بود باشه. واسش فرقی نمیکنه کی.
پیچیدم توی پیچ سعدی که برم سمت آموزشگاه، دیدم داره میره. دور زدم از کنارش رد شدم. منو ندید. فک کنم داشت با جدیده چت میکرد. چون اونجوری که من متوجه شدم، اون میتونه با همه همینطوری که با من بود باشه. واسش فرقی نمیکنه کی.
من حالم خوب بود. چرا دوباره حالمو خراب کردم؟
وای اگر من یچی بهم بربخوره و تغییر رفتار بدم. دوستنداشتنیترین آدم دنیا میشم.
دیگه چجوری باید بهت بفهمونه، من نمیدونم.
توجه شمارو به پست جدید دکتر چاوشی جلب میکنم. باشد که رستگار شوید.
قفلی زدم رو آهنگ "چراغونی" ِ علی یاسینی.
من و حسن رو نشوند، گفت میخوام ازتون حلالیت بگیرم. برای همه کارهایی که میتونستم براتون بکنم و شرایط جوری بود که نکردم. یا کارهایی که میخواستم بکنم ولی واقعا در توانم نبود.
چی میگی مرد؟ اگه تو نبودی ما هردومون الان ته سیاهچال بودیم.
از اکثریت پیروی نکن، راه درست رو دنبال کن.
تورو نسبت به دخترایی که تاحالا دیده خیلی خاصتر میبینه.
میشینی تنهایی فکر میکنی؟
بیا من کمکت کنم. من همه عمرم داشتم کمک میکردم. بعد به تو کمک نکنم الان؟
چیه این گذشته؟
بیا بچسبیم به الان. بیا آینده رو قشنگ کنیم. دست بکش از گذشته.
واقعا عجیبه
خدا همش بهم نشونه میده
همش
عاشقشم
بلدم
امیدوارم یادگرفتههام اینبار هم تاثیر بذاره.
دیدی اشتباه کردم؟ فضای امنم دیگه برام امن نیست. من دوست نداشتم کسی که هنوز ثابت شده نیست اینجارو بلد باشه. حالا دیگه هرچی میخوام بنویسمو باید سانسور کنم. تف.
حموم کردن = پیشرفت سه مرحلهای در زندگی
من یاد گرفتم اگه دارم میمیرم هم توی خلوتم بمیرم. چیه همه عالم و آدم میفهمن؟ ولم کن بابا.
دیگه ببین چی بود که خ ب میگفت دیدی؟ :)) عجله کردییی :))
حالا اینم دَرسِت
با اینهمه کتابِ نخونده چیکار کنم؟
حامیم یجایی میگه: این انتهای ماجراست، عشق من و تو اشتباست...
یروزی تبدیل به نفرت میشه بهترین حس
زندگی همینه
ولش
یکی باید کوتاه بیاد و بکشه کنار دیگه خلاصه
بازم من اینکارو میکنم
اشکالی نداره
هممون بیمارای تیمارستانیم. هرکدوم با یه میزانی از بیماری.
و ما گاهی تاوان دعاهای مستجاب شدمونو میدیم. :)