این منِ من

کی فکرشو می‌کرد که پشتِ این نگاه دیگه عشق نباشه؟ کی فکرشو می‌کرد این چشم‌ها دیگه نخواد کسی رو با علاقه نگاه کنه؟

الف. میم گفته بود میخواد تنها بکوبه تا تهش، پای حرفش نموند. ولی من اینکارو کردم. با اینکه ادعایی نداشتم براش.

رد

اینجا، همیشه تنها پناهگاه من بوده. هنوزم هست. فقط منم و من. کسی منو نمی‌شناسه، حتی اونایی که روزی منو می‌شناختن.

خوبه یا بد؟ نمی‌دونم

هیچ چیزی، عملاً هیچ‌چیزی دیگه ارزشِ گفتن نداره. فکر کنم داره به چیزی که می‌خوام نزدیک میشم.