عشق که در میزنه اونو جوابش نکن…

ولی خلاصه گذشت.

کی فکرشو میکرد من زنده بیرون بیام؟

کی فکرشو میکرد یه نفر که شوهرش تهدیدش کرده فیلماشو پخش میکنه بتونه ازون احساسات بد رد شه؟

کی فکرشو میکرد قلبم دوباره بلرزه؟

کی فکرشو میکرد بشینم فیلم چندثانیه‌ای یه نفرو بارها نگاه کنم؟

کی فکرشو میکرد؟

کی فکرشو میکرد دوباره بتونم توی دلم قربون صدقه یکی برم؟

کی فکرشو میکرد من بازم پشت تلفن بخندم؟ خاطره کلاسامو تعریف کنم؟ واسم ویدیو بفرسته و از روزش بگه؟ کی فکرشو میکرد من با همه‌ی ترسم از عشق، دوباره توی قلبم گرما رو حس کنم؟

کی فکرشو میکرد سرمو بلند کنم به آسمون و بگم دمت گرم واسه همه بلاهایی که سرم آوردی، اون شبا به این روزا می‌ارزید؟

کی فکرشو می‌کرد من دوباره مسخره‌بازی درارم واسه کسی؟

کی فکرشو می‌کرد دوباره استیکرام یکیو بخندونه؟

کی فکرشو میکرد ویدیوهای عاشقونه اینستارو سیو کنم که بعدا واسش بفرستم؟

کی فکرشو میکرد به برنامه‌ریزی روز تولدش فکر کنم؟

کی فکرشو میکرد بازم ویدیو غذا سیو کنم چون یکی هست که دلم میخواد براش آشپزی کنم؟

کی فکرشو می‌کرد که عشق در بزنه و اونو‌ جوابش نکنم؟

دیر یعنی حالا

ولی هنوزم میگم، هرجا توی زندگی از دست داد یا بدست نیاورد، بخاطر قلب منه که تیکه تیکش کرد. خودش نفهمید. مثل همیشه که دیر میفهمه.

ولی هیچوقت ندید چقدر برام قشنگ بود. میدونی چرا؟ چون همیشه دوست داشت وانمود کنه بهش توجه و اهمیت داده نمیشه. عاشق غم بود.

حرومی

حالا چی؟

تا صبح با دختره چت میکرد و قایمکی میدیدتش. :)

غیرت!

داشتم میخوابیدم که یهو یادم اومد یه روز بخاطر اینکه به لپ‌تاپش دست زده بودم و عکس نگاه کرده بودم، بهم گفت اگه میومدم خونه و تورو با یه مرد روی تخت می‌دیدم برام گواراتر بود تا به لپ‌تاپم دست بزنی. :)

خر خودتی

فکر‌ کرده من احمقم، نفهمیدم!

اوخودا

بهم میگه کوجدانه 🫠