حرومی

از روزی که اون حرومزاده‌ی جادوگر زاده بهم گفت تو نمیفهمی سک*س نیازه و ربطی به عشق نداره، حالم از هرچی مرده به هم میخوره. مادرتو گا*ییدم که من زنت بودم بهم اونجوری گفتی. خدا ازت نگذره.

مکالمات من و باریستای خنگ :))

- چه طعمایی ازین لیموناده دارین؟

+ لیموناد آلوخاکی و هلو.

( بعد یکم فکر کردن )

- گفتین هلو و چی؟

+میخک!

- نه، یچی دیگه گفته بودین. هلو و یچی دیگه.

+ تموم کردیم.

- اسمش یادت رفته؟ 😂

+آره. 😂

و دوستش دارم

شب زود خوابیدن و صبح زود بیدار شدن سالهاست روند زندگیمه.

نیازه

آدم باید توی همه‌چی به پذیرش برسه.

پس چرا تموم نمیشه؟

اول فکر می‌کردم داره عمل می‌کنه، بعد دیدم نه، تاثیرات اون نیست، تاثیرات تصمیم خودمه. چون هی میره و هی میاد.

راهِ باریکِ زندگی

وسوسه شدم دوباره همه رو برگردونم و نگه دارم. بعد به خودم گفتم بذار پاک شن. بذار برن همونجایی که باید باشن. چرا دودستی نگهشون داری؟

بستمش و اومدم اینجا که ازش بنویسم.

واقعا

اقای عبدولی هم‌ همینطور.

نه؟

ولی شبنم آدم عجیبیه‌ها.

پرِ حرف

بی‌صبرانه منتظر دیدار با خانم بالازاده.

و گذر زمان…

یک ماه شد و عکسا از ریسنتلی دیلیتد هم پاک شد...

والا

نفرت‌انگیز‌ترین عروسک دنیا: لبوبو!

چیه آخه این مزخرفِ زشت؟

اوق

لطفا اگر بوی سگ میدید، جلوی کولر‌ نمونید. بوی شما کل فضا رو میگیره.

ایوع

چطوری صفحه گوشیتون اینقدر چرک و کثافت چسبیده بهش؟ خودتون چندشتون نمیشه؟

عجیبه

دیگه حتی توی فکرمم باهاش حرف‌ نمی‌زنم.