به هستی گفتم به نظرت بهم تبریک میگه؟ گفت نه. گفتم ولی من حس می‌کنم میگه.

راستش فکر‌ می‌کردم توی وبلاگ قبلیش یچیزی می‌نویسه که مال من باشه. ولی حق با هستی بود.

البته که از آدمی که تولد پارسالمو رید و جمله‌های از قبیل: به دنیا اومدنت اشتباه بود، از کادو خریدن برات خوشحال نمیشم و خیلی چیزای‌ دیگه رو گفت، نمی‌تونم انتظار داشته باشم که الان بخاطر گفتنِ اینا از خودش دلگیر باشه یا شعور معذرت‌خواهی رو داشته باشه.

امشب هم به خودم قول دادم نبخشمش. واسه خراب کردنِ روزایی که دیگه هرگز بهم برنمی‌گردن.

سالِ جدیدِ زندگیم، همه کسایی که ناراحتم کرده بودن رو بخشیدم و باهاشون آشتی کردم، ولی این‌ یدونه رو نه! احتمالا هرگز!