منِ ۲۹ سال و سه دقیقهای
چراغای اتاقو خاموش کردم، و فقط چراغ بالای تختو روشن گذاشتم. میخوام برم توی تخت و یکی یکی تبریکارو بخونم و از ذوق بمیرم و اشک بریزم.
+ نوشته شده در شنبه شانزدهم دی ۱۴۰۲ ساعت 0:3 توسط
|
چراغای اتاقو خاموش کردم، و فقط چراغ بالای تختو روشن گذاشتم. میخوام برم توی تخت و یکی یکی تبریکارو بخونم و از ذوق بمیرم و اشک بریزم.