هپی ولنتاین یا چی؟
عشق پدیده عجیبیست که انسان از جایی به بعد در زندگی از آن دست میکشد، زیرا در طی زمان و تجربیات متوجه میشود هیچ انسانی نیست که او را آنگونه که هر انسانی لایق دوست داشته شدن است، دوست بدارد!زیرا متوجه میشود که توان انسانها در عشق ورزیدن متفاوت است و مجبور میشود بپذیرد که x برابر y نیست و گاهی بسیار کمتر است و همیشه از هر دست که بدهی از همان دست نمیگیری! در بزرگسالی متوجه میشوی که عشق کشک است و رویا و رویابافی کار انسانهای بالغ نیست و پذیرش همین مسئله یک دلیل محکم برای عاشق نشدن است. متوجه میشوی که هر خواستنی توانستن نیست و گاهی وقتی تلفن همراهت را برمیداری تا زنگی بزنی و حرفی بزنی، از ترس شنیدن جوابهای جور وا جور منصرف میشوی. متوجه میشوی که اگر تو گمان میکنی که بعد از بحث یا دعوایی یا اختلافی باید به دنبال راه برای نزدیکتر شدن و حل مسائل بگردی، لزوما این مسئله دوطرفه نیست! عشق یک معامله است که برخلاف تصورات کودکانه حداقل یک سر در آن سوخت میدهد! عاشق شدن تبدیل به خریت شده و اگر عاشق شدی بدان قرار است در فنای عظما با دیگر عاشقان دیدار کنی. عشق دیگر باورکردنی نیست که کدام ابلهی یکچیز را دیگر یکطرفه پیش میبرد که ما دومیاش باشیم؟ به قول یاس عزیز: عشق چیست بابا، این حرفها را ولش- عشق را دیدی برسان سلام ما را بهش! و درنهایت، کافه آوانگارد عزیز که فراپههای کوکی خوشمزهای داری، اما جدا از اینکه ۲۱ هزار تومان مبلغی نیست که بخاطرش روانه آن مسیر شویم، ما از اساس تکه پازلِ جورِ این روز نیستیم و مدتهاست از ترسِ دیدنِ چیزهایی که دیگر مناسب روح و روانمان نیست و سنمان از آن گذشته، در خلافِ جهت میدویم تا شاید روزی کسی بیاید که دستان و دلش گرم باشد و حتی اگر قرار است سرویس شویم، بگوییم ارزشش را دارد!
بهرحال ممنونیم بابت لطف شما🫂♥️