پیچیدم توی پیچ سعدی که برم سمت آموزشگاه، دیدم داره میره. دور زدم از کنارش رد شدم. منو ندید. فک کنم داشت با جدیده چت می‌کرد. چون اونجوری که من متوجه شدم، اون می‌تونه با همه همینطوری که با من بود باشه. واسش فرقی نمیکنه کی.