میدونی دلم چی میخواد؟

یه کتابخونه بزرگ که یه دیوار اتاقو بگیره. بعد این میزمو کتابخونه‌ی روشو بردارم، با چوباش یسری طبقه واسه وسایلم درست کنم. کلا بشه میز بزرگ، با طبقاتی که بالاشه.

یه خونه که مالِ من باشه. خودم وسایلشو انتخاب کنم و خودم بچینمش. نور داشته باشه. روشن باشه.

یه همراه خوب و امن. یکی که نگران ابراز هیچ حسی بهش نباشم. یکی که براش جذاب و دوست‌داشتنی باشم.

دلم یه کنج آرومِ قشنگ می‌خواد، کنار کسی که بتونم باهاش سکوت کنم. دلم امنیت می‌خواد. می‌دونی چی میگم؟

دلم می‌خواد اینقدر همه‌چی قشنگ باشه که به خودم بگم ارزش همه اتفاقایی که افتادو داشت.