فزون‌خواه میگه تو صبحا سر کار میری؟ میگم آره. میزنه به تخته میگه چطوری اینقدر انرژی داری؟ میگم خب اون بچه گناهی نکرده اگر من خسته‌م یا مشکلی دارم که. همه‌چیو میذارم پشت در میرم داخل.