روز ۱

موضوع: ادامه دادن

گفت چی باعث شد به تلاش ادامه بدی؟ گفتم اینکه یه روزی حسرتِ اینو نخورم که کاش بیشتر سعی می‌کردم. پس ادامه دادم. سینه‌خیز.

گفت چی شد که فهمیدی باید به دست برداشتن ادامه بدی؟ گفتم اینکه یه روزی حسرتِ اینو نخورم که‌ کاش بیشتر از خودم مراقبت می‌کردم و‌ حواسم به خودم می‌بود.

گفت چی باعث شد که فهمیدی باید به تلاش برای خوب شدن ادامه بدی؟ گفتم اینکه یه روزی حسرتِ اینو نخورم که کاش وقتی دنیا منتظرم نموند، من درجا نمی‌زدم و حرکت می‌کردم.

یبار گفت حالا رسیدی بالای قله، وقتشه بپری. گفتم اگه بپرم که میخورم زمین. گفت نگفتم بپری پایین. قراره پرواز کنی.

گفت چی باعث میشه که هنوزم به پریدن و پرواز کردن ادامه بدی؟ گفتم ادامه دادن انتخابم نیست. تنها گزینه‌ی روی میزه!

یجا توی نِمو پرسید وقتی اوضاع خوب نیست چیکار میکنیم؟ گفت شنا شنا شنا می‌کنیم. شنا می‌کنیم...

منم روی یه تخته دراز کشیدم، نگاهم به آسمونه، دستام باز و آویزونه، با موج و جریان حرکت می‌کنم.

ابلهانه به زندگی ادامه بده و امیدوار باش...