…
گفت اونشب که پیام دادی، از بالا خوندمش و باز نکردم. همون لحظه آرش زنگ زد. گفتم میخوای درباره شمیم صحبت کنی؟ گفت آره. زدیم بیرون. بهش گفتم من تا الان که نمیخواستم ازدواج کتم، بعد این دیگه عمرا. این دوتا جدا شدن، من که دیگه هیچ شانسی واسه اینکه خوشبخت شم ندارم.
+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم مهر ۱۴۰۲ ساعت 21:1 توسط
|