حدیث پیام داد، گفت کتابو خوندی؟ گفتم آره، خیلی جاهاش برام ملموس بود. حسشو درک‌ میکردم. گفت من موقع خوندنش همش یاد تو بودم. که بعضی آدما چقدر می‌تونن وحشتناک باشن! راستش بهت افتخار کردم که عبور کردی.

گفتم این زخم نبود، جراحت بود و جاش همیشه میمونه. فقط شاید بعد سالها، دیگه درد نگیره. همین...