اجبار زندگی
اومده وکالت طلاق بگیره و مهریشو ببخشه. وکیلش میگه دختره خیییییلی پسره رو دوست داره. خانم ح گفت پس چرا دارن جدا میشن؟ گفت پسره اینقدر اذیتش کرد که مجبور شد...
+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم مرداد ۱۴۰۲ ساعت 10:15 توسط
|
اومده وکالت طلاق بگیره و مهریشو ببخشه. وکیلش میگه دختره خیییییلی پسره رو دوست داره. خانم ح گفت پس چرا دارن جدا میشن؟ گفت پسره اینقدر اذیتش کرد که مجبور شد...